متن آهنگ

متن آهنگ لعنتی ترین حوالی شهاب مظفری

شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶

متن آهنگ لعنتی ترین حوالی شهاب مظفری

دسته بندی : شهاب مظفری تاریخ : سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵

متن آهنگ لعنتی ترین حوالی شهاب مظفری

متن آهنگ زیبا و شنیدنی شهاب مظفری به نام لعنتی ترین حوالی 

text lanati tarin havali shahab mozafari

دیدم داری از دور قدم میزنی

کنارت یکی هست که من نیستم

تو اونقدر محو نگاشیو من

میریزه دلم مات می ایستم

تا میپیچه دستاشو دور تنت

ی جور بدی گیج میره سرم

نگات میکنه با ی حاله عجیب

میخواد پا بشه این رگ گردنم

میخوام رد شمو آهسته از پیش تو

میترسم که شرمنده شی پیش من

نیایی به روتو بخندی فقط با چشمات

بگی خواهشا حرف نزن

حرف نزن

من عادت ندارم به این حال بد

چیکار کردی با من که من این شدم

خجالت نکش خوب نگام کن ببین

که بد از تو من پیر و غمگین شدم

دیگه تا ابد این حوالی منو

نمیبینی راحت بگیر دستشو

نیاد اون روزی که بیای پیشمو

بگی دل بریدی و ازم خسته شد

تو آیندتو میبینی پیش من

من آه میکشم واسه گذشتن

نبودی ببینی که بعدت همه

چه حرفایی میگن پشتمون

تو دستاشو میگیری محکم تر و

که انگار یادت نیست کی پشتته

ی چیزی قایم کردی پشت سرت

گمونم ی حلقه توی مشتته

من عادت ندارم به این حال بد

چیکار کردی با من که من این شدم

خجالت نکش خوب نگام کن ببین

که بعد از تو من پیر و غمگین شدم

دیگه تا ابد این حوالی منو

نمیبینی راحت بگیر دستشو

نیاد اون روزی که بیای پیشمو

بگی دل بریدو ازم خسته شد

چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.89
[ 9 رای ]
6,551 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 1 - در انتظار بررسی : 1
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

محمد هدایتی
malihe
دوشنبه , ۲۶ مهر ۱۳۹۵
پاسخ دهيد

سلام … عاااااااااااااااااااااااااااااااالیه
بدجوری داااااغون عالیه…
یه جاهایی از شعرشو اشتباه نوشتید، جسارتا!
.
.
.
دیدم داری از دور قدم میزنی
کنارت یکی هست که من نیستم
تو اونقدر محو نگاشیو من
میریزه دلم مات می ایستم
تا میپیچه دستاشو دور تنت
ی جور بدی گیج میره سرم
نگات میکنه با یه حاله عجیب
میخواد پاره شه این رگ گردنم
میخوام رد شم آهسته از پیش تو
میترسم که شرمنده شی پیش من
نیاری به روتو بخندی فقط با چشمات
بگی خواهشا حرف نزن
حرف نزن
من عادت ندارم به این حال بد
چیکار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمیبینی راحت بگیر دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشمو
بگی دل برید و ازم خسته شد
تو آیندتو میبینی پیش اون
من آه میکشم واسه گذشتمون
نبودی ببینی که بعدت همه
چه حرفایی دارن میگن پشتمون
تو دستاشو میگیری محکم تر و
که انگار یادت نیست کی پشتته
ی چیزی قایم کردی پشت سرت
گمونم ی حلقه توی مشتته
من عادت ندارم به این حال بد
چیکار کردی با من که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمیبینی راحت بگیر دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشمو
بگی دل برید و ازم خسته شد